جستجوی موضوع تحقیق دانشجویی و دانش آموزی در کل سایت بروزفایل

اعتماد و خودباوری (انسان شناسی)

اعتماد و خودباوری (انسان شناسی)

علوم اجتماعی و جامعه شناسی ، اعتماد و خودباوری (انسان شناسی) ، (پایان نامه) (تعداد صفحات 88)


  دسته بندی: علوم انسانی » علوم اجتماعی

تعداد مشاهده:11886 مشاهده

فرمت فایل دانلودی:.doc

تعداد صفحات: 88

حجم فایل:262 کیلوبایت

  گزارش   دانلود
 قیمت: 17,600 تومان
پس از پرداخت، دکمه دانلود فایل برای شما نشان داده می شود.

اعتماد و خودباوری (انسان شناسی)


v من، در جهان عشق و پذيرش ساكنم.

پذيرش

من، به راحتي مي‌پذيرم

اگر بخواهم، همان گونه كه هستم خود را بپذيرم، پس بايد به اين راضي باشم كه ديگران را نيز، همانطور كه هستند بپذيرم. ما هميشه مي‌خواهيم كه والدينمان را مثل خودمان بپذيريم و تاكنون نيز نتوانسته‌ايم آنها را همانگونه كه هستند پذيرا باشيم. پذيرش، به خودمان و به ديگران اين توانايي را مي‌بخشد كه خودمان باشيم. اين خودخواهانه است كه براي ديگران سنجيده شود. ما مي‌توانيم فقط براي خودمان بسنجيم. و حتي از اين پس، مي‌خواهيم كه آنها بيشتر شبيه راهنما باشند تا سنجش. هر چه بيشتر بتوانيم خود پذيري را تمرين كنيم، عادت‌هايي را كه نمي‌توانند براي ما مفيد باشند، راحت‌تر از بين مي‌بريم. و براي ما ساده است كه در فضايي عاشقانه پرورش يافته و تغيير كنيم.

v      من، قدرتم را مي‌طلبم و به آن سوي همة محدوديت‌ها مي‌روم.

اعتياد

من خود را مي‌بخشم و آزاد مي‌نمايم.

اعتياد، عادت عميق داشتن به چيزهايي است كه خارج از موجوديت من است. مي‌توانم به انواع داروها، الكل، سكس و سيگار اعتياد داشته باشم؛ به سرزنش كردن، پيش داوري، بيماري، مقروض بودن، حقارت و بدگماني نيز معتاد باشم. اما از جهتي، مي‌توانم به فراسوي همة اين عادت‌ها نيز حركت كنم. اعتياد، قدرتم را تا حد يك عادت پليد يا يك ذات مقدس پيش مي‌برد. من مي‌توانم قدرتم را پس بگيرم. و اين، همان لحظة بازپس گرفتن قدرت است! من انتخاب مي‌كنم كه عادت مثبت خود را، كه زندگي اينجاست براي من، افزايش دهم. من مي‌خواهم خودم را ببخشم و شروع به حركت كنم. من، روحي جاودان دارم كه همواره با من است و اكنون اينجاست با من. من، آرام و رهايم، و زيستي دوباره را به خاطر بياورم آنگونه كه عهادت كهنة غلط را از خود دور كنم و عاداتي تازه و روشن را تمرين كنم.

v  زندگي به من عشق مي‌ورزد و من در امنيت هستم.

جوانان

من، آزادانه گفتگو مي‌كنم.

 من در امنيت و آرامش پرورش يافتم. من، به آموختن، پرورش يافتن و تغيير كردن، عشق مي‌ورزم و در اين ميان، احساس امنيت مي‌كنم، زيرا مي‌دانم كه تغيير يافتن، قسمتي طبيعي از زندگي است. شخصيت من، قابل انعطاف است و با جريان زندگي حركت، برايم ساده. وجود دروني من، سازگار است، با اين حال در هر حادثه و تجربه‌اي، در امنيت و آرامشم. وقتي كودكي بيش نبودم، نمي‌دانستم كه آينده برايم چه خواهد آورد. و اكنون نيز كه سفرم را به سوي سالمندي آغاز كرده‌ام، مي‌دانم كه فردا يعني ندانسته‌ها و اسراري سر به مهر. من اين را انتخاب كردم كه باور كنم در امنيت و آرامش پرورش يافتم و عهده دار زندگي خود هستم. نخستين فعاليت بزرگسالي‌ام، آموختن اين است كه بي‌چون و چرا به خود عشق بورزم زيرا ديگر مي‌توانم به هر آنچه ممكن است آينده برايم بيامورد، دست بيابم.

v        من، نظراتم را، عاقلانه به كار مي‌بندم.

نظرات

در آغاز، سخن وجود دارد.

هر انديشه‌اي كه در ذهن دارم و هر جمله‌اي كه بر زبان مي‌آورم، يك نظر به حساب مي‌آيد، آن نظرات يا منفي است يا مثبت. نظر مثبت، اتفاق مثبت مي‌آفريند و نظر منفي، اتفاق منفي، با كاشتن بذر گوجه فرنگي، فقط بوتة گوجه فرنگي سبز و پرورش خواهد يافت و از يك ميوة بلوط، فقط درخت بلوط رشد خواهد كرد، و با بزرگ شدن توله سگ، فقط يك سگ به وجود مي‌آيد. پس اگر ما دربارة خودمان يا زندگيمان، حرف‌هاي منفي بزنيم، فقط حوادث يا اتفاقات منفي به بار خواهد آمد. بنابراين اكنون بر مي‌خيزيم، و به آن سوي عادت‌هاي خانواده‌ام كه زندگي را در مسيري منفي مي‌ديدند حركت مي‌كنم. نظر تازة من، فقط گفتن از خوبي هايي است كه در زندگي‌ام وجود دارد. از اين پس، فقط خوبي به سوي من خواهد آمد.

v        ادعاي من مهم نيست، مي‌دانم كه محبوب هستم.

v من، در جهان عشق و پذيرش ساكنم.

پذيرش

من، به راحتي مي‌پذيرم

اگر بخواهم، همان گونه كه هستم خود را بپذيرم، پس بايد به اين راضي باشم كه ديگران را نيز، همانطور كه هستند بپذيرم. ما هميشه مي‌خواهيم كه والدينمان را مثل خودمان بپذيريم و تاكنون نيز نتوانسته‌ايم آنها را همانگونه كه هستند پذيرا باشيم. پذيرش، به خودمان و به ديگران اين توانايي را مي‌بخشد كه خودمان باشيم. اين خودخواهانه است كه براي ديگران سنجيده شود. ما مي‌توانيم فقط براي خودمان بسنجيم. و حتي از اين پس، مي‌خواهيم كه آنها بيشتر شبيه راهنما باشند تا سنجش. هر چه بيشتر بتوانيم خود پذيري را تمرين كنيم، عادت‌هايي را كه نمي‌توانند براي ما مفيد باشند، راحت‌تر از بين مي‌بريم. و براي ما ساده است كه در فضايي عاشقانه پرورش يافته و تغيير كنيم.

v      من، قدرتم را مي‌طلبم و به آن سوي همة محدوديت‌ها مي‌روم.

اعتياد

من خود را مي‌بخشم و آزاد مي‌نمايم.

اعتياد، عادت عميق داشتن به چيزهايي است كه خارج از موجوديت من است. مي‌توانم به انواع داروها، الكل، سكس و سيگار اعتياد داشته باشم؛ به سرزنش كردن، پيش داوري، بيماري، مقروض بودن، حقارت و بدگماني نيز معتاد باشم. اما از جهتي، مي‌توانم به فراسوي همة اين عادت‌ها نيز حركت كنم. اعتياد، قدرتم را تا حد يك عادت پليد يا يك ذات مقدس پيش مي‌برد. من مي‌توانم قدرتم را پس بگيرم. و اين، همان لحظة بازپس گرفتن قدرت است! من انتخاب مي‌كنم كه عادت مثبت خود را، كه زندگي اينجاست براي من، افزايش دهم. من مي‌خواهم خودم را ببخشم و شروع به حركت كنم. من، روحي جاودان دارم كه همواره با من است و اكنون اينجاست با من. من، آرام و رهايم، و زيستي دوباره را به خاطر بياورم آنگونه كه عهادت كهنة غلط را از خود دور كنم و عاداتي تازه و روشن را تمرين كنم.

v  زندگي به من عشق مي‌ورزد و من در امنيت هستم.

جوانان

من، آزادانه گفتگو مي‌كنم.

 من در امنيت و آرامش پرورش يافتم. من، به آموختن، پرورش يافتن و تغيير كردن، عشق مي‌ورزم و در اين ميان، احساس امنيت مي‌كنم، زيرا مي‌دانم كه تغيير يافتن، قسمتي طبيعي از زندگي است. شخصيت من، قابل انعطاف است و با جريان زندگي حركت، برايم ساده. وجود دروني من، سازگار است، با اين حال در هر حادثه و تجربه‌اي، در امنيت و آرامشم. وقتي كودكي بيش نبودم، نمي‌دانستم كه آينده برايم چه خواهد آورد. و اكنون نيز كه سفرم را به سوي سالمندي آغاز كرده‌ام، مي‌دانم كه فردا يعني ندانسته‌ها و اسراري سر به مهر. من اين را انتخاب كردم كه باور كنم در امنيت و آرامش پرورش يافتم و عهده دار زندگي خود هستم. نخستين فعاليت بزرگسالي‌ام، آموختن اين است كه بي‌چون و چرا به خود عشق بورزم زيرا ديگر مي‌توانم به هر آنچه ممكن است آينده برايم بيامورد، دست بيابم.

v        من، نظراتم را، عاقلانه به كار مي‌بندم.

نظرات

در آغاز، سخن وجود دارد.

هر انديشه‌اي كه در ذهن دارم و هر جمله‌اي كه بر زبان مي‌آورم، يك نظر به حساب مي‌آيد، آن نظرات يا منفي است يا مثبت. نظر مثبت، اتفاق مثبت مي‌آفريند و نظر منفي، اتفاق منفي، با كاشتن بذر گوجه فرنگي، فقط بوتة گوجه فرنگي سبز و پرورش خواهد يافت و از يك ميوة بلوط، فقط درخت بلوط رشد خواهد كرد، و با بزرگ شدن توله سگ، فقط يك سگ به وجود مي‌آيد. پس اگر ما دربارة خودمان يا زندگيمان، حرف‌هاي منفي بزنيم، فقط حوادث يا اتفاقات منفي به بار خواهد آمد. بنابراين اكنون بر مي‌خيزيم، و به آن سوي عادت‌هاي خانواده‌ام كه زندگي را در مسيري منفي مي‌ديدند حركت مي‌كنم. نظر تازة من، فقط گفتن از خوبي هايي است كه در زندگي‌ام وجود دارد. از اين پس، فقط خوبي به سوي من خواهد آمد.

v        ادعاي من مهم نيست، مي‌دانم كه محبوب هستم.


منبع :

سایت بروزفایل


پرداخت و دانلود فایل
برچسب ها: علوم اجتماعی جامعه شناسی اعتماد خودباوری انسان شناسی اعتیاد عادت ها

محصولات کاربر

محصولات این دسته